تبليغاتX
شعر مانا


شعر مانا

گلچین اشعار ، از شاعران شعر ناب

با این همه کاش

ای کاش آب می بودم
گر توانستمی آن باشم که دلخواه من است
(شاملوی بزرگ)


از باغی ناب می آیم . جایی که جویبار ِ  صمیمیت همیشه جاری
و ادب ،  میوه ی همیشه تازه ی این باغ است .
باغی که مهربانان ِ هنرمند در کنار هم شعر می خوانند
و احساسات پاک در فضای  باغ به عطر افشانی می پردازد.
آری
از شعر ناب می آیم ......


با سپاس از سرکار خانم میترا وعیدی  که بنده را لایق دانسته تا در کنارشان ، در این وبلاگ بسیار ارزشمند به انجام وظیفه بپردازم .
همانطور که در توضیحات وبلاگ مشخص است ، هر چند روز  دوست هنرمندی  از سایت شعر ناب به شما دوستداران هنر معرفی خواهد شد .
اشعار ارائه شده  صرفا به جهت لبالب بودن از احساس و اندیشه ی پشت شعر انتخاب می گردد . و نقد فنی آن ،  در همان سایت ِ شعر ناب ، بر عهده ی اساتید گرانقدر .
به امید آنکه  در این مسیر ، قدم کوچکی جهت خدمت به دوستان عزیز خود برداشته باشیم .

با افتخار دستان  مبارکتان را خواهم بوسید
مهدی یوسفی نژاد

(لولی وش )

http://www.ahbanoo.blogfa.com


نوشته شده در 89/11/08ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

مازیار نظر بیگی ( م.راهین)

سبک اصلی : سپید - غزل
محل سکونت : ----
تاریخ تولد : 20 / 5 / 66
دفاتر شعر در شعر ناب : دفتر بی نام و نشان - غزل های بی نوای امروز
وبلاگ شخصی : http://m-rahin.blogfa.com/

***
کمیـن کـردم که نگــذارم عبـورت عـادتی باشد
نـیابی رمـز قلـبم را کــه تا شــب سـاعتی باشد!

ایست!... امشب دلم ، افسر نگهبانش نخوابیده!
سلاحش عشق ، تا تن بان مـن در راحـتی باشد

اگر قصدت فرار از مرز تنهایی ست و حیرانی
در این آغـوش متروکم ... جــوازی قیـمتی باشد

وَگر قصدت هجومی دلبرانه شد.. راه باز است!
غرورم روی بـرجک های ذهــنم، نـوبتی باشد!

تجاوز کن به حسرت گاه چشمانم چو یک دشمن
که تا هــم بســتگی ِ غـم ها .. اندک مهـلتی باشد

حکـومت می کند بر سینه ام، طاغوت ِ کینه ها
کاش پیـغمـبرت آیــد ... اگــرچــه پــاپـتی باشد ..

فـروپاشی  ِ استبـداد و خــود خـواهی  ِ عقلم را!
به گردن گیر... جمهوری ِ عشقت، دولـتی باشد

نوشته شده در 90/11/03ساعت توسط مدیران وبلاگ | |


 اعضای شعر ناب در همایش امیر کوچه های شب

خرداد 1390 


نوشته شده در 90/06/23ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

اعظم گلیان ( ماهور )

سبک اصلی : سپید - ترانه
درباره ی او : نویسنده ، گزارشگر ،شاعر کودک و بزرگسال
مولف مجموعه شعری در 4 جلد با موضوع لالایی که در سال 1387 به چاپ رسید و جرو 6 اثر منتخب جشنواره ی گام اول قرار گرفت.
تخصص : گریم و طراحی لباس
به نقل از خودشان : به چشمان خودم که خیره می شوم  / دلم می لرزد / اینهمه مهربانی را / اگر هر روز نثار آینه می کردم / هیچوقت مرا در خودش نمی شکست...
وبلاگ شخصی :  http://www.mahur.blogfa.com/

---------------

(خط فاصله ها ---- )


اصالت واژه ها
تنها در تب و تاب یک جاده می تپد با دو دل
که یکی فرش می شود با مهر
 آن یکی عرش می شود تا شعر!

شما شاعرید
شاعری با کبوترانه در اوج
آشنا با آه...
و مهربان با تابِ گیسوی بانو
ازتبِ اوجِ بی جواز
تاااا نیمه شبِ سرفه های سرخ

بگویید چشمها باز نشوند
هنوز مانده تا صبح
ببین ! که سرمه دان مادر بزرگ هم
کفافِ چشمهای جاده را نمی دهد!!
خط می کشد بر- - - - 
و باز با نمِ اشکی پاک می  کند

و دوباره  تکرار می شود
 حدیثِ
 خطِ
فاصله ها - - -
حالا
 شبهای ستاره چینتان
بر آسمان ثبت
وبر دلهاتان چسبان
شاعرِ کبوترانه در اوج
آشنا با تابِ گیسوی بانو
ازتبِ اوجِ بی جواز
تااااا نیمه شبِ سرفه های سرخ...

دیشب دیدم
انگشتانِ کوچک دستهایِ بانو را
که داشت ماه را قلقلک می داد
آنقدرکه شاعر، هذیانش را کبوترانه کرد!!

راستی شاعر؟!؟
 از او پرسیدید (پروانه ای که هرشب
چشم بسته می چرخید دورشمعی که در اتاق نبود
چگونه می سوخت ؟!؟!)
او چیزی نگفت!
اما من از چشمهایش خواندم!
بالهای پروانه وقتی سوخت
که  روی انگشتِ کوچک بانو نشست
و اوازمیان خط ِفاصله ها- - - 
کبوترانه به ماه اشاره کرد....


شعر فوق با الهام از شعر ( وقتی همه خواب بودند از سروده های لولی وش )  می باشد . که توسط سرکار خانم گلیان در سایت رسمی شعر ناب تقدیم شده است به مهدی یوسفی نژاد ( لولی وش )

نوشته شده در 90/06/21ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

مهناز چالاکی
سبک اصلی : سپید - زلال
محل سکونت : تهران
شغل : کارشناس مالی
وبلاگ شخصی : http://mahnazchalaki.blogfa.com/

-----

(بوی خاک)

چه دردناک می گریند
می کوبند
ابرهای سیاه گیسو
اندیشه ام را...
این ابتدای حرف است
نمی شود ، گریخت
روزهای کبودم را
که دریک بقچه ی آبی پیچیده بودم
تو ندیدی آن شب
حتی
بغض مرا
اینجا همه چیز بوی خاک می دهد
من اینجاییم
در دل شب
خسته
 می خواهم سرود ی بخوانم
به من بگو
کدام  نی لبک  را باید بنوازم
که به شیون  ننشیند؟!



(صدایت کردم - زلال آزاد )
 
تنها
صدایت کردم  
پشت حصار ِ شیشه ای
از  فصل  های  دورتر  از  خیال
در سپیدی  فصل  ِ سرد
صدایت  کردم
تنها

نوشته شده در 90/03/25ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

ستاره مشرقی
سبک اصلی : سپید
محل سکونت :هلسینکی - فنلاند

*****

1 - ( طغیان )

ونگوگ !
لبانم را بزک کرده ام
چشمانم را سپید
می خواهم در خواب آفتابگردانها
گربه رقصانی کنم


2 (  )
زنان بی دل ، مردان بی سر
هجوم اشباح بی ریشه

در حراج فصلی امسال
آینه و آب تخفیف بزرگی خورده است

3 - (دسدمونا)

آخرین یلدا !
من ، تو ، شکسپیر

سناریویی ناتمام
( سه نقطه )

هنوز پایم در آن سه نقطه گیر است

اُتِلّو آخرین اجرای دو نفریمان بود

نوشته شده در 90/02/24ساعت توسط مدیران وبلاگ | |


از چپ : لولی وش ، رضا محمدی (شب افروز) ، حامد زرین قلمی، محمد ترکمان(پژواره)، رضا محبی راد(مجنون) ، پژمان ترکمان
نشسته از راست : عباس یزدی (طوفان ) ، رضا حیدری نیا

اردیبهشت 90 - تهران - آریا شهر

*****



 از  راست : عباس یزدی (طوفان) ،رضا محبی راد(مجنون) ،رضا حیدری نیا ، لولی وش ،حامد زرین قلمی ، رضا محمدی (شب افروز)

اردیبهشت 90 - تهران - آریا شهر


*****


نوشته شده در 90/02/24ساعت توسط مدیران وبلاگ | |


محمد ترکمان (پژواره)
سبک اصلی : آزاد - مثنوی
محل سکونت : تهران
دفتر شعر در شعر ناب : غربت موهوم
به نقل از خودشان : شاید  در جستجوی خانه ی کدخدا هستم تا از سکوت دهکده و سو سوی چراغ نفتی به آرامش برسم
وبلاگ شخصی : http://zhar.blogsky.com/

--------

(نگاه ارغوانی )

با مژگانت قایقی خواهم ساخت!
به وسعت دو رنگین کمان!
بر قامت نگاه ارغوانی ات!
من به مهمانی ی آفتاب می روَم!؟




(شاید بهار)
 
ای بهار!
برگه ی آزادی ی من،
پلک های نمناک توست!

بگشای پنجره را!
و باز!
در فراقِ رنگ های دل انگیزم،
ببار!
ببار!؟

نوشته شده در 90/02/11ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

طاهره (میترا) عرب
سبک اصلی: کلاسیک - زلال
محل سکونت: تهران
دفاتر شعر در سایت شعر ناب:شعر من - زلال های میترا - نوای دل
وبلاگ شخصی : http://konjesabr.blogfa.com


--------

 گنج صبر

هر که را صبر نیست حکمت نیست
عاقل از  گنج ِآن به غفلت نیست!

موج ِویرانگر ِمَنیّت را
راه بر ساحل طریقت نیست

زود خشمی ِمردِ نادان چون
باد ِپاییز  از مروِّت  نیست

گر زبان سرخ گشت و زهر آگین،
بر سر ِسبز ِتو به خدمت نیست

هر چه توجیه بر ره ِتعجیل،
آب در هاون است و مُکنت نیست

(غیرتم جوش آمد از تهمت) ،
باعثِ ردّ ِاین حقیقت نیست

عاشقان، راه ِعشق می پویند
راهبر جز  کتاب و عترت نیست

امر بر صبر می کند مولا
در حدیث است و هیچ نسبت نیست:

"مردمان حامی ِصبورانند
یاوری بر عجول خصلت نیست"

"آنکه را همّتش عَیان باشد
حلم ورزیدنش ز نخوت نیست"

"حلم پوشیده سازد عیبت را"
عطر  ِبی ظرف را که قیمت نیست

گفت: "هر چیز جای ِخود نیکوست"
"هر که را صبر نیست، حکمت نیست"

نوشته شده در 90/02/10ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

جناب عباس یزدی (طوفان)
سبک اصلی : کلاسیک
محل سکونت : تهران
دفاتر شعر در شعر ناب : ایثار - طوفان - یادها
به نقل از ایشان : شاعر کسی است که قلب شیشه ای دارد و نگاه مهربان به نامحسوسات بیش از محسوسات علاقه مندست مهربانی می کند ولی بیش از آن را واپس میجوید به دیروز بیشتر از فردا توجه دارد در مقابل دیگران کمتر اشک میریزد اما بسیار اشک میریزد و....

------

(زور و زر و تزویر )

مکن بد و بدکرده جبران مکن
جهان را بجز لطف و احسان مکن

چو بنیان دین خلق نیکو بود
برای بزرگی به جز آن مکن

حکومت به دلها بسی راحت است
به تزویر و اجبار و انبان مکن

نیرزد دو روز جهان را گنه
تن آلوده و ترک ایمان مکن

جوانان این مملکت را بساز
ولی با زبان چاره درمان مکن

به اعمال نیکو  به تقوا و زهد
دورویی محال ست کتمان ،مکن

شود فتنه ها فاش بعد از وقوع
تـقـابل به احکــام قرآن مکن

چو از خلق نیکو رسد معجزه
بجز اهرمن دشمن جان مکن

تمام جهان حربه در دست توست
شرافت هدر پیش دونان مکن

تو نســتوه بشو،اسوه در زندگی
به ویرانگری کار (طوفان) مکن

نوشته شده در 90/01/30ساعت توسط مدیران وبلاگ | |



از راست آقایان : م .یوسفی نژاد(لولی وش) - منوچهر منوچهری (بیدل)- حامد زرین قلمی

بهمن 89 - کرج 

********************

از راست آقایان : منوچهر منوچهری (بیدل) - کریم لقمانی (سرو) - م . یوسفی نژاد (لولی وش)

اسفند 89 - کرج

نوشته شده در 90/01/28ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

رضا حیدری نیا

مهندس صنایع
سبک اصلی: کلاسیک
محل سکونت: تهران
دفاتر شعر در سایت شعر ناب:مثنوی ، غزلیات، برگزیده هایی از مثنوی درون نامه، آغازی نو

وبلاگ شخصی :rezaheydarinia.loxblog .com

-------------

(راه ِ دل)

هرچه دل گفت همان کردم و گشتم ناکام   
دل شد و مست شدم ، نیک ببینم فرجام
 
سوی درگاه خداییت نیاز آوردم
راه دین پیش گرفتم ، شدمت بنده تام
 
در خرابات کسی وعده ای از وصلم داد
شدم اندر ره رندان  صبوح و می و جام
 
رو به هر فرقه و هر خرقه نمود این دل ما
به امیدی که بیابد ز تو یک ثانیه کام
 
هیچ یک هیچ ندادم ز وصال تو نشان
خسته از راهرو و راهم و اینگونه مرام
 
جملگی مدعی نور به تاریکی شب
میخوراندند به عالم ز همین دست کلام
 
که شما را ز درون نفس ببردست ازخویش
نفس خود را بکشیدش ، بزنیدش به لگام
 
وای از جهل که بر حال جهان چون کردست
وصل حق خواهش نفس است ، دگر گشته بنام
 
چون که از وصل تو نومید شدم بنهادم
دل و دین ، جام و سبو ،حسرت آن وصل مدام
 
چون که فارغ شدم از بار گران همگی
خنده هم بر لب ما یافت ره و کرد مقام
 
 لیک دانستم، از این راز جهان را ،که  وصال
بشود حاصل آنکس که کند خویش قیام
 
گر درست است و غلط ، خود تو بجو راه رضا
نه که شمشیر به نزد کس و نزد تو نیام

نوشته شده در 90/01/24ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

خانم بنفشه ابوترابی

دفتر شعر در سایت شعر ناب : زمزمه های تلخ
وبلاگ شخصی : http://nimehgomshode.persianblog.ir

--------

(هفت سین)

بي قرار بي قراري هاي نوروزم
ميزي از احساس مالامال مي چينم
لحظه ها را هم، به فال نيک مي گيرم
گيسوان سبزه را با عشق مي بافم
سبزه هم مي خندد و قد مي کشد از شوق
سيب سرخي را به آب تنگ مي بخشم
جاي ماهي قرمزي که جزو سنت نيست...
بعد تنگ ماهي ام را!!!
طبق عادت مي نشانم رو به سوي آينه با مهر
سيب ميخندد به تصويرش درون آینه با شرم زیبایی
دانه هاي سنجد شيرين رويا را
مي شمارم بعد مي خندم...
چونکه يک سال دگر را نيز بخشيدم به تقويمم!

یک سال دگر را زندگی کردم!
ساعتي را روي بي وقتي دوباره مي کنم تنظيم
مي گذارم پاي هفت سينم
روي قلب استکان خسته امشب سرکه مي ريزم
زخم تنهایی او را سرکه شايد شد کمی درمان
سکه ها را هم به پای سبزه می ریزم...
شاید از زردیشان کم شد!
حبه هاي سير را
 با دعوتي از پيش تعيين گشته مي خوانم سر سفره
...
...
...
لحظه هايم بوي تند سير مي گيرد
چشمهايم رنگ دلتنگي
شايد اين يکشنبه در راه
روي ميز خانه همسايه مان
کمرنگ باشد سفره نوروز...
خنده تحريم است اکنون روي لبهايم...
بعد...
يکنفر خوشبيني ام رازیر زور قلقلک بیدار می سازد
 ......
فرصتي باقي ست تا نوروز...
مي خندم...


نوشته شده در 89/12/22ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

جناب محمد علی شیر دل

----------------------

(من بدنبال گلي مي گردم )

درخودم گم شده ام
من كيم ؟.....
اين حيات برهوت وار .....كجاست ؟
كه چنين درگذر است 
هيچكس نيست  در اين گوي معلق به فضا
كه بگويد به من زار و غريب
زندگي يعني چه ؟
آي اي آدميان  مي شنويد
درخودم گم شده ام .....

من بدنبال گلي مي گردم
از درون قفسه سينه ي  من .....تك قناري رفته است
خبري نيست از او ....
من بدنبال سرش شب و روز در سفرم
گم شدم در خود و در جنگل عشق
هيچكس نيست بگويد بر من
ردي از پروازش .....
بر كدام شاخه عاشق ديده است؟؟؟
در دلم آشوب است در سرم ولوله از قامت آيا و چرا
همگي بي پاسخ .....
با صداي پر پروانه بخود مي آيم
چه شتابان
به كجا مي رود اين پروانه ....
آي پروانه كجا ؟

صبر كن گم شده ام
كمكم كن كه تو در عشق سري
تو چرا مثل مني ، تو چرا دربدري ؟
درگذر گفت :
گلم  منتظر است.....
نيست جايز كه درنگي بكنم
مي روم تا كه مكدر نشود خاطر عشق
مي روم تا كه نبينم غم عشق
مي رم تا كه گلم چاك گريبان نكند
مي روم تا كه گلم  ....... از غمم  ....... رو به بيابان نكند
عشق را فهميدم ....
تو قناري
عشق را مي فهمي .....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بي جهت نيست كه شمع و گل و پروانه شدند  سمبل عشق....بي جهت نيست كه  فاني شدن است حاصل عشق ....
بي جهت نيست ....... 

نوشته شده در 89/12/17ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

 

عباسعلی کریمی
گرافیست و عکاس
محل سکونت:یزد؛میبد
دفاتر شعر: کوچه باغ غزل ،اندیشه های سپید
وبلاگ شخصی: http://www.sookootestan.blogfa.com

------------------------- 

 

( شاعر به ردیف قافیه ها گوش سپرده است )

 سکوت
ميان کلمات ريشه دوانيده است
دراين شهر
مردمان
برای سايه هايشان هم اس ام اس مي فرستند

شاعر
به ردیف قافیه ها گوش سپرده است
و درخت
از ترس تبر ها 
شماره اش را به هيچ پرنده ای نمی دهد
هيچ کس  در دسترس نيست
سکوت
سکوت ميان کلمات ريشه دوانيده است . 

                                    

نوشته شده در 89/12/15ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

ابوالفضل عظيمي بيلوردي
( دادا )
بنیان گذار سبکی نوین در شعر با نام زلال
سبک اصلی : زلال
لینک سخنرانی ِ ایشان به مناسبت اولین سالگرد ظهور زلال

-----

یکی پُر از سخن است
ازآن سخن که شمع انجمن است
در امتـداد  شب از او کســی نمی پـرسـد:
چراکـــه آسمان،غریب من است
بهـار در کفـن است؟!!

یکی به خاطـر نان
گــذشتـــــه از فضیـلت  رمـضان
ز صبح تـــــــا دم  افـطار مـی خــورد آتــــش
که روزی اش کند حلال به جان
به زیر پُـتک زمان

یکی نشسته غــریب
و جام قلب  را شکستـه غــریب
شبیه  خانـــه بدوشان، اسیـر بخت شـدَست
دلش ز مردمان، گسسته غریب
ز درد خسته غریب

یکی خـدای خـود است
به عالم  مَـنـَـش فدای خود است
ز جمع گشتــــــــه بــــــه  ضرب تکـبّرش منـهـا
و همچنان جفا،جفای خـود است
خطا،خطای خود است

یکی به زور حسد
گرفته راه نور عشق، چو دَد
به نقد جان بخرد بس قلوب تار ، مگـــــــــر
دکان خود  همیـشه باز کند
رسد به داد و ستد

یکی به بنز سوار
نمی شناسد آه ، صبح و نهار
لگام نفس خویش را سپرده دست هوس
هـزار دوست دارد و صد یـار
ز خانـواده  کنـار

یکی سوار خــر است
بر آن سوار خویش مفتخــر است
محلــّه بــر محلــّه ، سبـزه می فـــروشد تـــا
رسد به آنکه عـــاشق پدر است
گرسنه پشت در است

یکی به عشق سوار
ز جنس نـــور و از تبــار بهــــــار
به روی ویلچری بـــــه صد هـــــزار مـرد حریف
پُر از شرافت است و عزّ و وقار
امید باغ نثار

یکی نشسته خموش
به ناکسان، غـلام حلقه بگوش
اگــر ز تن کمرش را (ببخش!) بـــاز کنـی
نـه قدرت دفـــاع دارد و جوش
گرفته حالت موش

یکی اسیــر شدَست
به سنّ بیست و پنج  پیر شدَست
شب سیاه خـــودش را بـــــــــــــه روز می دوزد
ز نــور آفتـاب سیــــــــر شدست
ز بس حقیر شدست ...

نوشته شده در 89/12/13ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

رضا محبی راد(مجنون)
محل سکونت: دورود-لرستان
سبک اصلی: سپید
دفتر شعر در سایت شعر ناب: شاید برای تو
وبلاگ شخصی: http://www.mohebi1001.blogfa.com/

------------

(چشم لیلی)

هجوم
هجوم سربازان خواب
به شهر بيداري
و تاراج چشماني
كه تمام نقطه هاي بيت المال را
در خرسند ترين لبخند زمين
شمرده بود

آه . . . شكنجه نكنيد
پلك ها را ندوزيد
كور نكنيد هرآنچه نتوانيد ديد
من ها كه خود را نديده اند
پروانه را
به زير آوار شب
زنده به گور نكنيد
كه در سايه ي فانوس
پريدن را به پرواز تجربه كرده است
تا بر گوشه ي دامان خورشيد نشيند

واي ... بر پياده روهاي اين شهر
كه لالايي جيرجيرك ها او را هم با خود برد
تا ديگر قسمت پاهاي خواب زده كسي نباشد
به خانه ي مجنون مي روم
كه از سوخته هاي دلم
زغالي بردارد و
قلياني چاق كند
تا در گوشه اي از چشم ليلي بنشينيم و
زيباترين كامها را بگيريم

و از شاهنامه اي بخوانيم كه آخرش خوش است
نوشته شده در 89/12/11ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

خانم ژیلا راسخ
به نقل از خودشان : ازدیار نرگس زارم ، بی آنکه نرگس زارها را دیده باشم
محل سکونت: بلژیک - آنتورپن
رشته تحصیلی : ادبیات فارسی و عرب
دفتر شعر ایشان در شعر ناب :  واژه های تنهایی

وبلاگ شخصی : http://ashareman.blogfa.com/
سایت شخصی : http://www.jilarasekh.com

-----

( سبو )


من غزل ها گفته ام جانا غزل خوانم تویی
شاخه ی شیرین نباتم ، عرف و عرفان تویی

یاد آن عهد خوش و آن عطر و آن روی خوشت
نو گل باغ خیالم بودی و آن شهر خندانم تویی

شعر و افکارم نو و کهنه برایت تازه بود
بی ردیف و قافیه آن سجع و اوزانم تویی

از مفاعیلن ، فعولن تا  فعلاه رفته ایم
لیلی و مجنون کجا ، باز آ که جانانم تویی

هر شب از دشت نگاهت می بریزم در سبو
باز هم پیمانه در پیمانه ریزم تا که پیمانم تویی

راسخ این شبگردی و تنها نشستن در خیال
عاقبت رسوا کند چون درد هجرانم تویی
نوشته شده در 89/12/10ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

خانم حورالعین اوجاقی
دبیر بازنشسته فیزیک
علاقمند به سرودن اشعار  اجتماعی - فلسفی
دفاتر شعر :
اسیر ، دال ، مینا مرغک تنها ، پوپک ، پیله
وبلاگ شخصی : http://huria.persianblog.ir/

-----------

( خشم واخورده)

صدای باد می آید
و فریاد تنی خسته
میان چاردیوار سکوت من
تلاقی میکند با شیشه ی جانم
شکسته شیشه های جام آخررا
غرورم میزند بر بولتن تقدیر
شاید سهم من این است
دستی بسته ،یاهم خشم واخورده
که آنرا باز خواهم خورد
وقلبم را دوباره زیر پایم فرش خواهم کرد
وُباز هم خنده ی خشکیده ای
نقش لبان  خسته ام
از جمله ی "آرام باش "و"هیس"
خواهد شد

نوشته شده در 89/12/10ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

جناب م. منوچهري

سرهنگ بازنشسته
سبک اصلي : ترانه
محل سکونت : کرج
دفتر شعر : فقط به خاطر تو

---------------

امشب می خوام مهتاب بشم رنگ چشاتو ببینم
گرمی ِ دست ِ تو رو لمس کنم بعد بمیرم

امشب میخوام مجنون عشق تو بشم
پروانه وار دور سرت بگردم و بعد بمیرم

امشب میخوام ماه و تو چشمات ببینم
هلاک ِ یک نگات بشم بعد بمیرم

امشب میخوام تا خود صبح بیدار باشم
دیوونه ی کمند موی تو بشم بعد بمیرم

کاشکی میشد مهتاب بشی شبهام و روشن بکنی
منم بشم ستاره ی دنباله دار گرد وجودت بمیرم

دلبرم لحظه ی دیدار رسید غصه نخور
بزار من به آرزوهام برسم بعد بمیرم

نوشته شده در 89/12/09ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

خانم بی تا عرب زاده

محل سکونت : بوشهر
سبک اصلی : سپید - آزاد
دیگر مهارتها : داستان نویسی 
نمونه داستان کوتاه : شبهای تنهایی
دفتر شعر ایشان  در سایت شعر ناب : به تو می اندیشم
وبلاگ شخصی : http://ghoghnoos35.blogfa.com

-----------

(جزیره نگاهش)

خوابهایم را در خاک می کارم
تا ارغوانی چشمانت
رویا هایم را به خانه خدا برساند و
نفس شاپرکها را
بر جاده های بی عبور
سد کند
دستانم را
بر شانه های تاب خورده ی علفهای هرز
گره می زنم
انگاه
که شاه ،چراغ قصه ها
پشت درهای بسته می ماند
داغی هوسهای نیمه تمامم را
به آب می دهم
تا جزیزه نگاهش متروک بماند


نوشته شده در 89/12/08ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

استاد کریم لقمانی سروستانی (سرو)
وبلاگ شخصی : http://sarvenaz.blogsky.com
دفتر شعر در سایت شعر ناب  :
s@rv

----------
(همنشین با خود)


خسته وُدرمانده گشتم هردوچشمم بسته ام
تابداند او که من از شورِ عشقم خسته ام
تا که بازش میکنم فریاد میدارد به من
او نمیداند چرادل را ز عیشَم بسته ام

اشک میبارد برایم همچو باران بهار
اوزمن عاشق تراست هرگز ندارد اوقرار
گفتمش زاری مکن دردمرا درمان نشوُ
گرندانی گوشه ای بنشین که هستم بیقرار

گفت من مُردم دراین سیما واین غمهای تو
من نمیدانم چه باشد قصه تنهائیِ شبهای تو
بس کن ازاین غصه ها بامن کمی همرازباش
گرنمیخواهی روم دیگر ازاین سیمای تو

گفتمش ای چشم کم درگونه ام خاری بکن
من گرفتار غمم بامن تو غمخواری نکن
گرنمیدانی تودردم گوشه ای خاموش باش
یابرو ازپیشم من ، یا اینکه دلداری نکن

اوبرفت ازرفتنش شادم که تنهایم هنوز
هم نشین با خود شدم ازجمع پنهانم هنوز
روزوشب خاموش وتاریکم بی چشمان خود
من ندارم چشم اما ازدرونم باز گریانم هنوز

نوشته شده در 89/12/05ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

عماد الدین مشائی
مهندس کامپیوتر - نرم افزار
محل سکونت : کیش
سبک اصلی : غزل
وبلاگ شخصی : http://naagoftehaa.persiangig.com
دفاتر شعر در سایت شعر ناب :
1- غزل گونه ها
2 - نا گفته ها
3 - ترانه ها

-------------

(خود شعر هم تویی)

قصیده ایست خوش نوا، دوبیتی نگاه تو
غزلسرا، چکاوک رخ همیشه ماه تو

ردیف ابروان تو ، کشید، پای قافیه
به نغمه ای چه دلگشا، کرشمهء سه گاه تو

به گوش جان سپرده ام سروده های چهره ات
سحر گه هان که می دمد سپهر در پگاه تو

شبانگه هان ِگیس تو ، پناه جان خسته ام
نوازشم اگر کنی نمی رسم به آه تو

نشسته مهرگان تو به چشم انتظار من
سپیده بر نمی دمد مگر به جلوه گاه تو

ستیزه ای است در دلم ز تیردان ناوکت
مرا به میل می کشد به توسن سپاه تو

پریده رنگ عاطف از حضور پر صلابتت
گرفته بهت ِجان ِاو شکوه بارگاه تو
نوشته شده در 89/12/01ساعت توسط مدیران وبلاگ | |


محسن نظر پور
دانشجوی علوم سیاسی
محل سکونت : ارومیه
دفاتر شعر در سایت شعر ناب :
1 - اندیشه های آتشین
2 - قمار دنیا

--------
(قمار دنیا)

توی ِ بازی قماریم
توی ِ برد و باخت دنیا
نمی دونیم چی درسته
تو دستش چیه فردا

گاهی سور زدیم تو بازی
یه روزی همش می بازیم
گاهی در جا می زنیم ما
بعضی وقتها هم می تازیم

جفت شیش ِ یه روز زمونه
یه روزم فقط یک و دو
انگاری بازی ِ شانس ِ
همه ی عمر من و تو

توی تخت نرد ِ دنیا
مهره ها سفید سیاهن
یا سفیدن مثل برفن
یا که غرق ِ در گناهن

همه سر گرم یه بازی
همه دنبال یه بردن
بهترین حضورو می خوان
حتی اون هایی که مردن

ما می خوایم برنده باشیم
توی ِ این بازی ِ بی برد
این قمار آره دروغ ِ
کی از این دنیا یه بار برد؟

اگه بردی ، اگه باختی
مثل مرد باش توی ِ بازی
برد باخت نداره دنیا
قمارُ باید ببازی

نوشته شده در 89/11/28ساعت توسط مدیران وبلاگ | |


سید حاج فکری احمدی زاده

مدیرت محترم سایت شعر ناب
محل سکونت : لندن
معرفی دفاتر شعر ایشان در سایت شعرناب :
1 - ندایی از غیب
2 - افراغ اندیشه

-------------

(تازیانه)

اطاعت
کار
آسانیست.
تازیانه را از گل بباف.!!

------------


 (سبیل)
   
این روزها هوای دل و چشمان بارانیست
 مردمانی با عینک ها دودی
از جنس زغال
در هوای ابری

تار موئی از سبیل اجداد
لحظات اخر پوسیدنش را
به اکران گذاشته
دلم برای سبیل هایم تنگ شده!!


نوشته شده در 89/11/23ساعت توسط مدیران وبلاگ | |


استاد بهزاد چهار تنگی

(زاهد)
دبیر ادبیات

محل سکونت کنونی  : شهرکرد

وبلاگ شخصی : http://www.behzadch.blogfa.com


معرفی چند دفتر شعر از ایشان :
 1- هیوا در باد
۲ - نیش خنده های اردی بهشت
۳ - بی چتر زیر باران
۴ - نفس ساده ی صبح
۵ - خیالی زلال


----------

(اعتماد )

دیگر
به هیچکس اعتمادم نیست.
حتی سایه ها
فال گوش پچ پچ این دل بی در و پیکر
نشسته اند.
پیش از این
دردهایم را
تسلایی بود و اکنونم هیچ .
باور نمی کنی بیا به همان وعده گاه همیشگی
تا ببینی
که جز غروب و غربت و غم
هیچم نمانده است .
امروزم نیز ؛
گویی از دنده ی چپ بر خاسته است.
از همان صبح الطلوع
که بر خاسته ام
هی برایم خط و نشان می کشید
ومن ساعتم را کوک می کردم .
وقتی ؛
به راحتی آب خوردن
رؤیا های نا تمام آدمی را
به سرقت می برند.
وقتی ؛
به روی دردهای ناسروده ات
خمیازه می کشند
دیگر
حالی برای احوال پرسی و
چاق سلامتی باقی نمی ماند .
من که جز پیاله ای آب و
کمی قرار
چیزی نخواسته بودم هیوا !
چرا چنین چنار آرزوهایم را
در هجوم بادهای بی امان و تبر

رهانیدی ؟


نوشته شده در 89/11/20ساعت توسط مدیران وبلاگ | |



حامد زرین قلمی

به نقل از خودشان  : نگاهم به اطراف دیوانه وار است بی تردید دیوانه ام  ...

سبک اصلی : غزل

محل سکونت : تهران
معرفی چند دفتر شعر از  ایشان در سایت شعر ناب :
1 - در جواب اشعار
۲ - هذیان
۳ - خیال

------------

من عقابِ آسمانِ هفتمینم ای رفیق

تیز پرواز و رها و ریز بینم ای رفیق

خانه ای دارم به روی قُله ای از ابرها
در میانِ آسمانها و زمینم ای رفیق

تا که شاید یک دلِ مفتون به دامم پا نهد
هر زمانی بر نشسته در کمینم ای رفیق

با صدای ناله ها کز آسمان آید به گوش
یک دمی شادم دمی دیگر غمینم ای رفیق

در شبِ ماچین چو تاجی ماه را بر سر نهم
پادشاهِ  دلبرِ  شبهای  چینم  ای رفیق

گر بخواهی دل سپردن بر دل و دینم  بدان
در میانِ دلبران زیبا ترینم  ای رفیق

گر چه مجنونم به زاری .باز با نازو نیاز
در رهِ عاشق کشی لیلی ترینم ای رفیق

هر شبی یک عاشق شیدا به نیرنگ و ریا
می کند دست طلب در آستینم ای رفیق

آخرینِ مستی و دیوانگی و سر خوشی
با ده نوشی را از اول اولینم ای رفیق

کس ندیده رویِ رخسار مرا کمچون غزال
از صدای مردم بی غم رمینم ای رفیق

گر کمند دوستی بر گردنم افتد چه باک
در رهِ مهرو وفا هم راستینم ای رفیق

چون غزل سازم غزل خوان ِ فلک با اشتیاق
می زند با بانگ خوش صد آفرینم ای رفیق

اینهمه گفتم ولی هرشب به غم های دلم
در میانِ غم گساران غم تریتم ای رفیق

حامدا بس کن دگر این داستان و ماجرا
چند گویی که چنانم یا چنینم ای رفیق 
نوشته شده در 89/11/14ساعت توسط مدیران وبلاگ | |

Design By : Night Melody